آیا کالابرگ واقعاً به گرانی برنج دامن می‌زند؟

در سال های اخیر، «کالابرگ الکترونیکی» دوباره به یکی از ابزارهای سیاست گذاری اقتصادی دولت تبدیل شده است؛ ابزاری که در ظاهر با هدف حمایت از دهک های پایین و تضمین امنیت غذایی طراحی شده، اما در عمل، آثار جانبی قابل توجهی بر بازار کالاهای اساسی گذاشته است.
یکی از کالاهایی که بیش از همه تحت تأثیر این سیاست قرار گرفته، برنج است؛ کالایی استراتژیک که هم در سبد مصرف خانوار نقش کلیدی دارد و هم به شدت به سازوکار عرضه و تقاضا حساس است.

اما سؤال اصلی اینجاست:
آیا کالابرگ باعث افزایش قیمت برنج شده است ؟
یا ماجرا پیچیده تر از یک رابطه ی مستقیم است ؟

کالابرگ چگونه بازار برنج را تحت تأثیر قرار می دهد ؟

در منطق اقتصادی، هر سیاستی که تقاضا را به صورت مصنوعی تحریک کند، اگر همزمان با افزایش عرضه همراه نباشد، به افزایش قیمت منجر خواهد شد. کالابرگ دقیقاً چنین نقشی دارد.

با تخصیص اعتبار مشخص برای خرید کالاهای اساسی، بخشی از جامعه که پیش تر قدرت خرید محدودتری داشت، حالا به طور ناگهانی وارد بازار فعال مصرف برنج می شود. این افزایش تقاضا در شرایطی رخ می دهد که:

  • تولید داخلی برنج محدود و فصلی است
  • واردات برنج با موانع ارزی، تعرفه ای و تصمیمات مقطعی مواجه است
  • ذخایر استراتژیک شفاف و قابل پیش بینی نیستند

نتیجه طبیعی این معادله، فشار قیمتی است؛ حتی اگر نیت سیاست گذار، کنترل قیمت ها باشد.

اثر روانی کالابرگ بر بازار؛ چیزی فراتر از آمار

بازار فقط با عدد و منطق جلو نمی رود؛ انتظارات نقش مهمی دارند.
اعلام رسمی اجرای کالابرگ، پیام روشنی به بازار می دهد:

“تقاضا قرار است بالا برود.”

در چنین فضایی، رفتار بازیگران بازار تغییر می کند:

  • برخی عمده فروشان عرضه را کند می کنند
  • برخی خرده فروشان قیمت را زودتر از موعد بالا می برند
  • دلالی و نگه داشت کالا جذاب تر می شود

حتی اگر کالابرگ فقط برای چند قلم خاص طراحی شده باشد، اثر روانی آن به کل بازار برنج سرایت می کند.

آیا کالابرگ تنها مقصر گرانی برنج است ؟

پاسخ کوتاه: خیر.
اما پاسخ دقیق تر این است که کالابرگ، شتاب دهنده ی یک روند از پیش ناپایدار بوده است.

عوامل دیگری که هم زمان در افزایش قیمت برنج نقش دارند:

  • افزایش هزینه های تولید (دستمزد، آب، کود، انرژی)
  • کاهش سطح زیر کشت در برخی استان ها
  • نوسانات نرخ ارز و محدودیت واردات
  • نبود نظام توزیع یکپارچه و شفاف

کالابرگ در چنین شرایطی، به جای ترمیم بازار، مثل فشار اضافه روی یک سازه ی ترک خورده عمل می کند.

 

تناقض سیاستی: حمایت از مصرف کننده یا افزایش قیمت ؟

نکته ی قابل تأمل اینجاست که سیاستی که برای حمایت از مصرف کننده طراحی شده، در نهایت می تواند به زیان همان مصرف کننده تمام شود.

  • خانواری که کالابرگ دارد، شاید مدتی برنج را ارزان تر بخرد
  • اما خانواری که مشمول نیست، قیمت بالاتری پرداخت می کند
  • و در نهایت، سطح عمومی قیمت بالا می رود

این همان پدیده ای است که اقتصاددان ها از آن با عنوان تورم یارانه ای غیرمستقیم یاد می کنند.

نگاه بازرگانی سرایی: راه حل کجاست ؟

از نگاه مجموعه بازرگانی سرایی، مشکل اصلی نه در «اصل حمایت»، بلکه در شیوه ی اجرای آن است. تجربه بازار نشان می دهد:

  1. حمایت از تقاضا بدون تقویت عرضه، محکوم به شکست است
  2. کالابرگ باید هم زمان با:
    • آزادسازی هوشمند واردات
    • ذخیره سازی شفاف
    • و اطلاع رسانی دقیق به بازار
      اجرا شود
  3. سیاست های کوتاه مدت، نمی توانند جایگزین برنامه ریزی پایدار در زنجیره تأمین برنج شوند

بازار برنج، بیش از هر چیز، به ثبات تصمیم گیری نیاز دارد؛ نه شوک های مقطعی.

جمع بندی؛ کالابرگ، آینه ی یک واقعیت بزرگ تر

کالابرگ به تنهایی باعث گرانی برنج نشده، اما ضعف های ساختاری بازار را پررنگ تر کرده است.
تا زمانی که سیاست گذاری اقتصادی، فقط از زاویه مصرف کننده و بدون درنظرگرفتن رفتار بازار، تولیدکننده و توزیع کننده انجام شود، نتیجه چیزی جز افزایش قیمت و نارضایتی عمومی نخواهد بود.

بازار، به سیاست های شفاف، پایدار و قابل پیش بینی واکنش مثبت نشان می دهد؛
نه به تصمیم هایی که هرچند با نیت خوب، اما با اثرات جانبی پرهزینه اجرا می شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *